بردار و بچسبان
فرهنگستان زبان و ادب فارسي پيشنهاد کرده، زين پس به جاي واژه نامانوس و بيگانه کپي-پيست! از معادل فارسي آن، يعني بردار و بچسبان استفاده کنيم. اما چون فرهنگستان واژههاي ديگر را بلاتکليف گذاشت زحمت معادل سازي بقيهاش را ما تقبل ميکنيم.
1) کات-پيست: يکبار براي هميشه بردار و بچسبان و فراموش نکن راه بازگشتي وجود نخواهد داشت!
2) کنترل-آلت- ديليت: پس از اشتباهات مکرر، آنگاه که سيستمت گرخيد مالهکشي کن! يا محدودسازي-مقراض-حذف!
3) اينتر: تيم رقيب و همشهري ميلان!
4) شيفت: ساعتکاري!
5) کيبورد: قطعا ابومسلم نبود!
6) اسپيس: فضا، يا نتيجه مصرف مواد روانگردان! آن کليد بزرگ!
تمرين- حالا جمله: «سلام، بي زحمت متن زير را کات کرده و در مکان مناسبي پيست کنيد و براي زيباسازي با کمک کيبورد، اينتر و اسپيس هم بزنيد. در ضمن اگر نشد کنترل، آلت و ديليت را بگيريد!» را به زبان فارسي امروزي ترجمه ميکنيم: «سامو عليک داش، دمت قيژ دايي، اين چيزميزارو يکبار براي هميشه بردار و بچسبان و هر آينه زنهار که اشتباه نچسباني چون ديگر برداشته شده و در اين بين تيم رقيب و همشهري ميلان را که پس از رفتن مورينيو روزگار خوبي در کالچو ندارد را به کار ببند و آن کليد بزرگه که در نتيجه مصرف مواد روانگردان از جمله قرصهاي ال.اس.دي که سن مصرف آن در بين جامعه کاهش يافته را هم در نظر داشته باش، البته با کمک قطعا ابومسلم نبود! اگر هم نشد از کليدهاي محدودسازي، مقراض و حذف استفاده کن! داداشتم سلام برسون! طرف ما بياين ها!»


سللام
لینک کردم با اجازه
مخلص
بسی مشعوفمون کردی
حالا که اینطور شد منم مشعوفت می کنم…
اضافات:
واژه مشعوف در اینجا یعنی «لینک»!